نمای من
|
|
راهيان مدرسه عشق 6 خاطرات سفري به سوي نور(6) روزهاي خوب زندگي من : سلام طلائیه صبح روز 25 اسفند 1387 نسيم ملايمي پرچمهاي برافراشته بر بالاي سر در و پشت بام و دور تا دور بيمارستان امام حسين (ع) مي رقصاند.پرچم ها نمادي از پرچم هاي در دست رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس مي باشد .آنها به همه ميهمانان خوش آمد مي گفتند. منجات امام علي(ع) از بلندگوهاي بيمارستان پخش مي شد. اتوبوسها همه آماده حركت به سمت منطقه طلائيه مي شدنند منهم دوريبن به دست سعي ميكدم كه تمام حركات بجه ها را زير نظر داشته باشم تا بتوانم عكسي خوب بگيرم تمامي اتوبوسها در يك صف منظمي براه افتاند.ساعت 10 صبح به طلائيه رسيديم باد شديدي مي وزيد هوا پر از گرد و خاك بود اتوبوسهاي فراوان هم مزيد بر علت شده بودنند.بجه ها در داخل اتو بوس سرود كجايد اي شهيدان خدايي را زمزمه مي كردنند.قبل از ما كاروان هاي فراواني رسيده بودنند.طلائيه واقعا" طلا شده بود.راويان زيادي براي كاروانها ازحماسه هاي رزمندگان مي گفتند از شهداي تفحص شده در منطقه مي گفتند ، خاك آنجا متبرك به خون شهدا بود عده اي سربر خاك نماز مي خواندد وبياد شهدا اشك مي ريختند.عده اي هم در ميان سيم هاي خاردار زيارت عاشورا را زمزمه مي كردنند. ولي اين را هم بايد بدانيم كه هيچ قلمي و هيچ دوربيني نمي تواند رشادت هاي رزمندگان اسلام را ثبت و ضبط كند.چون آنها براي رضاي خداوند شهيد شده بودند وبر پشت خود نوشته بودند تف به ريا. طَلائیه روستایی است در غرب استان خوزستان ایران در نزدیکی مرز عراق. این روستا در دهستان بنی صالح از بخش هویزه شهرستان دشت آزادگان واقع شده است طلائيه در 31/6/1359 به سادگي اشغال شد و تا پايان جنگ در اشغال دشمن باقي ماند. در عمليات خيبر نبرد سنگيني در اين محور به وقوع پيوست اما مواضع دشمن در طلاييه فرو نريخت. طلائیه نامی آشنا و سرزمینی پر
معناست. قطعهای از بهشت که در منتهیالیه غرب استان خوزستان و نزدیک مرز ایران و
عراق قرار دارد. دشتی وسیع به نام طلائیه که یادمان شهدای آن به مانند نگینی
درخشان در میان آن کویر سوزان بوستانی بر پا نموده است. از هر طرف که حساب کنی اینجا وسط
زمین است؛ آخر دنیاست و خط مرزی و انتهای جاده ی خلقت، نفس که می کشی ریه هایت پر
می شود از نور، صفا و معنویت. اینجا سرزمین مادری عشق است؛ همان جایی که عرشی ها
طلائیه اش می خوانند و عرشیان عشق آباد. اینجا سرزمین
مادری مجنون است. مگر ميشود طلائيه رفت و غربت زهرا را احساس نكرد، مگر ميشود طلائيه رفت و مظلوميت شهداي حق را درك نكرد واهل دل برنگشت، مگر ميشود طلائيه رفت و عشق و عرفان را دست نگرفت... آري در طلائيه چه آسان ميشود با شهدا مرتبط شد، با آنها سخن گفت و پيام آنها را گرفت موقعیت های طلائیه .1- محل مجروح شدن حاج حسین خرازی نیز پائین تر از سه راهی شهادت قرار دارد
2- پایگاه تبلیغی و روایتگری علمدار روایتگری شهید
حجــﺔ الاسلام ضابط- حسینیه ابالفضل زمندگان طلائیه بارها و بارها با حسین(ع) بیعت کرده بودند و «إنی سلمٌ لم سالمکم و حربٌ لمن حاربکم» را از دل بیان نموده بودند. چنانکه شهید حجت الاسلام میثمی که در عملیات حضور داشت گفت: «هر کس در طلائیه ایستاد اگر در کربلا هم بود میایستاد.» سلام ای سرزمینی که خاکت طوطیای چشم ملائکه است. ادامه دارد اينهم چندتا عكس
نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
About
![]() این وبلاگ به مباحثی درمورد سینمای دینی ومعناگرا می پردازد
هنر درمدرسه عشق, نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتمائی,اقتصادی,سیاسی ونظامی است.(امام خمینی) Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati