تبليغاتX
نمای من
خانهایمیلآرشیوRss
Search

راهيان مدرسه عشق4 

موضوع: چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 11:41 قبل از ظهر

خاطرات سفري به سوي نور(4)

روزهاي خوب زندگي من :

/* /*]]-->*/

شلمچه

سلام بر تو ای شلمچه
سلام بر تو ای قرار بی قراران

سلام بر تو ای نقطه تلاقی عرش با فرش .
سلام بر آن نیمه شب هایت ،
سلام بر آن فضای عارفانه و عاشقانه ای که شب زنده دارانت با ترنم زیبا و ملکوتی الهی العفو ، می آفریدند.

منطقه مرزي شلمچه در منتها اله غرب خرمشهر واقع شده است و نزديك ترين نقطه مرزي به بصره مي باشد. شلمچه يكي از محورهاي هجوم دشمن در 31/6/59 به خرمشهر بود. در عمليات بيت المقدس اگر چه خرمشهر آزاد شد ولي با توجه به اهميت نظامي شلمچه، دشمن به سختي از آن دفاع كرد و آن را در اشغال خود نگه داشت و پس از آن موانع، استحكامات و رده هاي دفاعي متعددي در اين منطقه ايجاد كرد. رزمندگان اسلام با اجراي عمليات كربلاي 5 در دي ماه 1365، اين مواضع را در هم شكستند و شلمچه را آزاد كردند.

 شلمچه سرزمینی است که ملائک در آن سجده می کنند و برای بوسه زدن بر خاکش از هم سبقت میگیرند. شلمچه خلاصه عشق است و قطعه ای از بهشت ، شلمچه ، آینه ایست که تمام جبهه با خاکهای سرخش در آن می درخشد. و دریچه آسمانی است که از آن بوی رشادت و عطر دلنواز شهادت میوزد.

شلمچه بازار است ، بازار عشقبازی و جانبازی ، آری ! شلمچه شاهنامه بلند شهادت است ، دیوان عاشقی است ، شعرهای سرخ ، با واژه های خون ، به وزن عشق و قافیه هایی از جنس قلب پاره پاره عاشقی و در قالب غزل عشق و مثنوی بلند شهادت » ، دیوانی که شکسته دلان عارف با قلم استخوان و مرکب خون و با خط شکسته عروج نوشتند و این صفحه طلایی تاریخ ایران اسلامی را با خون دل تهذیب شده شان تذهیب کردند. آری ! شلمچه کتاب است ، خواندنی ترین کتاب حماسه . شلمچه آسمان است سرشار از ستاره های سرخ .شلمچه بهار است لبریز از گلهای محمدی ،شلمچه دریاست ، مواج از موجهای عاشقی .

كاروان از بلاگ تا پلاك(بلاگرهاي سراسركشور) همراه با ساير كاروانهايي كه از بعضي از استانها آمده بودند صبح روز24/12/87 ازمقرعلي ابن ابي طالب ( بيمارستان صحرايي حضرت علي(ع) تحت عنوان كاروان راهيان نور و زيرنظر ستاد راهيان نور، بعد از مراسم صبح گاه عازم منطقه شلمچه شديم درطول مسير دوستان درداخل اتوبوسها سرود كجايد اي شهيدان خدايي ... را مي خواندند.قطرات اشك از چشمان دوستان بر گونه هاي جوان نشان سرازير شده بود. وارد منطقه شديم . باد شديدي همراه گردوخاك فراوان مي وزيد قبل از ما كارانهاي ديگري آمده بودند اتوبوسهاي فراواني در پاركينگ شلمچه توقف كرده بودند.چشمانمان كه به گنبد يادملن شهدا گمنام شلمچه افتاد.اشك در چشمان حلقه زد در آنجا راويان زيادي بودند.هريك به نوعي شلمچه را معرفي مي كردند. در حاشيه برنامه هاي اصلي كاروانها عكاسان دنبال سوژه بودند عده اي هم دركنار خاك ريزها نماز مي خواندند، عده اي هم به ياد شهدا قران مي خواندند.، بعضي هم سر برخاك پاك شلمچه گذاشته وگريه مي كردند. بچه هايي كه همراه خانواده هاي خودشان آمده بودند.سوار بر تانگهاي بجا مانده از جنگ بازي مي كردند، گويا دارند با اسباب بازي خودشان بازي ميكنند. نزديك اذان بود كه كاروان ما به طرف محل استراحت جهت اقامه نماز ظهر و نهار به راه افتاد.تابعد از ظهر بتوانيم به سوي مقصد بعدي كه بازديد از منطقه اروند كنار بود آماده شويم.انشاء الله.

ادامه دارد . ..

و اين هم چندتا عكس:


نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
این وبلاگ به مباحثی درمورد سینمای دینی ومعناگرا می پردازد
هنر درمدرسه عشق, نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتمائی,اقتصادی,سیاسی ونظامی است.(امام خمینی)
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati