تبليغاتX
نمای من
خانهایمیلآرشیوRss
Search

مراتب‌ قدسی‌ و ناسوتی‌ و عرفی‌ هنر دینی‌ 

موضوع: پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 1:36 بعد از ظهر

مراتب‌ قدسی‌ و ناسوتی‌ و عرفی‌ هنر دینی‌
شاید چنین‌ به‌ نظر آید كه‌ هنر اسلامی‌ كلاً به‌ معنی‌ هر آن‌چه‌ كه‌ در عالم‌ و تمدن‌ اسلامی‌ به‌ ظهور آمده‌، واجد صفت‌ قدسی‌ است‌، امّا چنین‌ نیست‌. قدرمسلم‌ آن‌چه‌ در جهان‌ اسلامی‌ به‌ پیدایی‌ آمده‌ است‌ نه‌ همه‌ قدسی‌ است‌ بلكه‌ شاهد شیطانی‌ترین‌ آثار نیز در این‌ سرزمین‌ هستیم‌. اگر شاعرانی‌ چون‌ سنایی‌ و عطار به‌ نهایت‌ وادی‌ وجد و حال‌ عشق‌ و فنا و بقا رسیده‌اند، امّا شاعرانی‌ شیطانی‌ یا نفسانی‌ چون‌ بشار و ابوالعطاهیه‌ و معری‌ و خیام‌ نیز در میان‌ آمده‌اند. دیگر این‌كه‌ نباید تصور كرد فقط‌ نقاشی‌ نفسانی‌ و طاغوت‌انگاری‌ یونانی‌ در هنر تجسمی‌ و موسیقی‌ از سوی‌ قرآن‌ و حضرت‌ نبی‌ ختمی‌ مرتب‌ (ص‌) و ائمه‌ی‌ معصومین‌ تحریم‌ و تكریه‌ شده‌ است‌، بلكه‌ قرآن‌ صریح‌ترین‌ موضع‌ را علیه‌ شاعران‌ تابع‌ غاوون‌ و گمراهی‌ و اضلال‌ گرفته‌ است‌؛ چنان‌كه‌ تصویرگری‌ بت‌پرستانه‌ را حجاب‌ و رداع‌ حق‌ تلقی‌ كرده‌ و همراه‌ شراب‌ و قمار به‌شدت‌ نفی‌ كرده‌ است‌. حقیقت‌ آن‌ است‌ كه‌ راه‌ قرآن‌ و هنر اسلامی‌ باید با تلطیف‌ و تصرف‌ و ابداع‌ در ماده‌ی‌ هنر بیگانه‌ به‌ اقامه‌ی‌ عالم‌ دین‌ مدد می‌رساند و واسطه‌ برای‌ تقرب‌ به‌ حق‌ و حقیقت‌ می‌شد.
هنرمندان‌ چه‌ در شعر و معماری‌ و چه‌ در نقاشی‌ و موسیقی‌ و غیره‌ بسیار همت‌ خویش‌ را مصروف‌ داشتند تا هنرشان‌ جلوه‌گاه‌ حقیقت‌ اسلام‌ شود و آن‌چه‌ در آرای‌ حكیمان‌ اُنسی‌ در باب‌ هنر گفتیم‌، تحقق‌ پیدا كند. هنر در عالم‌ اسلامی‌ به‌تدریج‌ در حقیقت‌ و انكشاف‌ اسماءالحسنای‌ الهی‌ جذب‌ شد و هویت‌ سنّتی‌ و دینی‌ و قدسی‌ خویش‌ را یافت‌. این‌ هنر در ساحت‌ عرف‌ و طبیعت‌ نیز باید منادی‌ عشق‌ مجازی‌ به‌ مثابه‌ی‌ پلی‌ به‌ عشق‌ حقیقی‌ باشد. بنابراین‌، نازل‌ترین‌ هنر در عالم‌ اسلامی‌ چونان‌ هنری‌ مباح‌ به‌ كلیت‌ این‌ عالم‌ می‌پیوندد و نازل‌تر از آن‌ به‌ دنیای‌ منسوخ‌ ناسوتی‌ یونانی‌ و اساطیری‌ كهن‌ بازمی‌گردد كه‌ همان‌ هنر حرام‌ است‌.
در گذر زمان‌ پس‌ از ظهور عالم‌ نفسانی‌ و حوالت‌ جدید، میراث‌ هنر اسلامی‌ به‌ تبع‌ فراموشی‌ تفكر و اسماء وجودی‌ كه‌ در تاریخ‌ اسلام‌ تجلّی‌ و ظهور كرده‌ بود، نهان‌ می‌شود و بخشی‌ از آن‌ در حكم‌ ماده‌ی‌ هنر جدید و بخشی‌ از آن‌ نیز در حاشیه‌ به‌ حیات‌ خویش‌ ادامه‌ می‌دهد. امروز آن‌چه‌ به‌ نام‌ هنرهای‌ سنّتی‌ و صنایع‌دستی‌ و شعر و موسیقی‌ و نمایش‌ كلاسیك‌ كهن‌ و امثال‌ آن‌ در حاشیه‌ بعضاً چونان‌ آلترناتیوی‌ بی‌اهمیت‌ تلقی‌ می‌شود، بخش‌ ثانوی‌ میراث‌ هنر اسلامی‌ است‌ و بخش‌ اول‌ آن‌ نیز در تصرّف‌ هنرمندانی‌ مانند ماتیس‌ و یانی‌ قرار می‌گیرد و مسخ‌ می‌شود.
به‌این‌ترتیب‌ مقارن‌ با انحطاط‌ تمدن‌ اسلامی‌، هنر نیز در حدّ عتیقه‌ و ابزارهای‌ جلب‌ گردشگر و جهانگرد تنزّل‌ پیدا می‌كند. حتی‌ مسجدها و مكان‌های‌ مقدس‌ با نسخه‌های‌ خطی‌ قرآنی‌ و نگارگرانه‌ برای‌ جلب‌ گردشگر به‌ موزه‌ تبدیل‌ می‌شود

نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

نسبت هنر با دین 

موضوع: دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 12:23 بعد از ظهر

نسبت‌ میان‌ هنر و دین‌ چیست‌؟

گفته‌اند ۲هنر و دین‌ از یك‌ پستان‌ شیر خورده‌اند، زیرا دین‌ تلاش‌ انسان‌ است‌ تا خود را از « خاك‌ » به‌ « خدا » برساند و هنر تلاش‌ انسانی‌ است‌ كه‌ از وطن‌ مألوف‌ تبعید و مهجور از خانه‌ مانده‌ است‌ و اكنون‌ به‌ زندانِ خاك‌ (دنیا)، رنگ‌ سرزمین‌ مألوف‌ و مأنوس‌ را می‌زند.
به‌ زبان‌ دیگر، هنر و دین‌ تلاشی‌ است‌ از سوی‌ انسان‌ تا خود را از « واقعیت‌ موجود » (دنیا) به‌ آن‌ «حقیقتِ مطلوب‌» (عقبی‌') برساند؛ ولی‌ هر كدام‌ با روش‌ خود به‌ این‌ هدف‌ جامه‌ی‌ عمل‌ می‌پوشاند: دین‌ با برنامه‌های‌ عبادی‌ و اخلاقی‌ ما را از خاك‌ به‌ خدا می‌رساند (انا لله‌ وانا الیه‌ راجعون‌) و هنر به‌ دنیای‌ ما، رنگِ عقبی‌ می‌زند و تبعیدگاه‌ انسان‌ را به‌ گونه‌ی‌ خانه‌ی‌ مأنوس‌ و مألوف‌، از طریق‌ معماری‌، نقاشی‌، صنایع‌ مستظرفه‌، شعر، موسیقی‌ و نمایش‌ بازسازی‌ می‌كند.
پس‌، از این‌ دیدگاه‌، دین‌ و هنر دارای‌ یك‌ هدف‌ مشترك‌اند، ولی‌ با روش‌های‌ متفاوت‌ ما را از « محسوس‌» به‌ « معقول ‌» و از « بیداری‌ زشت‌ » به‌ آن‌ « ناپیدای‌ زیبا » می‌رسانند.



نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

سینمای معناگرا 

موضوع: یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 11:13 قبل از ظهر

سیروس الوند، کارگردان سینمای ایران، معتقد است سینمای معناگرا ادامه جریان سینمای دینی و معنوی کشور است.

سیروس الوند، کارگردان سینمای ایران، معتقد است سینمای معناگرا ادامه جریان سینمای دینی و معنوی کشور است.به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، این کارگردان به دامنه وسیع سینمای معناگرا اشاره کرد و ادامه داد: "هر فیلمی که به معنویت بپردازد در زیرمجموعه سینمای معناگرا قرار می‌گیرد و با این تعریف سینمای معناگرا جریانی فراتر از ژانر (گونه) است که ممکن است فیلم‌هایی از گونه‌های مختلف سینمایی را دربر گیرد.وی به اهمیت جشنواره‌ها برای نمایش فیلم‌های معناگرا اشاره کرد و افزود: جشنواره محل مناسبی برای نمایش فیلم‌هایی است که حاوی پیام‌های ناب انسانی هستند، آثاری که ممکن است در اکران چندان مورد توجه قرار نگیرند." کارگردان فیلم‌های "رستگاری در هشت و بیست دقیقه"، "برگ برنده" و "مزاحم" ادامه داد: "سینمای معناگرا می‌تواند با شناخت راهکارهای مناسب امکان ارایه مفاهیمی انسانی و جذاب برای عامه مخاطبان را فراهم کند و در این مسیر فیلم‌های زیادی ساخته شده‌اند که می توانند الگوهای خوبی برای ارتباط مخاطبان و آثار معناگرا باشند."

 

نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

درک فیلم 

موضوع: شنبه هشتم اردیبهشت 1386 1:9 بعد از ظهر

درک فیلم

این سطور تلخیص بخشی از کتاب "پدیدارشناسی و سینما. آلن کازه‌بیه. ترجمه‌ی علاءالدین طباطبایی" می‌باشد

------------------------------------------------------------------------------------
درک اینکه فیلم‌ها چگونه تماشاگران خود را در موقعیت ایدئولوژیک خاصی قرار می‌دهند (مثلاً آن‌ها را به تبعیت از نظام سرمایه‌داری وا می‌دارند) مستلزم این است که از فیلم به عنوان یک شیء، خارج شویم و از بیرون به برسی خواص آن و مناسبات میان آن خواص بپردازیم. بنابراین به وجه نمی‌توانیم توان قراردادن تماشاگر در یک موقعیت خاص را به چیزی جز فیلم نسبت دهیم. همان‌طور که توان حل شدن در آب از خواص وجود قند است، توان به خلاقیت وادشتن و یا به انفعال کشیدن تماشاگر نیز از خواص فیلم است.
ارتباط نقادانه یعنی عملی که منتقدان از طریق نگارش نقد برای خوانندگان به ایجاد آن دست می‌زنند، مستلزم استفاده از همه‌ی مهارت‌های ارتباطی است که در دسترس منتقدان قرار دارد تا از رهگذر آن‌ها خوانندگان را به درک نکاتی رهنمون شوند که خودشان از فیلم دریافته‌اند. منتقدان با استفاده از توصیف‌های روشن و استعارات و تشبیهات و مانند آن‌ها به خوانندگان امکان می‌دهند که درباره‌ی فیلم به همان درک و فهمی نائل آیند که خودشان نایل آمده‌اند، مثلاً دریابند که در فیلم گسیختگی زمانی و مکانی وجود دارد. آرنولد ایزنبرگ درباره‌ی ارتباط نقادانه چنین می‌گوید: « خواندن نقد کاری بی‌روح و بیهوده است، مگر اینکه در حضور اثر هنری صورت پذیرد. خواه حضور آن مستقیم باشد خواه به صورت خاطره‌ای روشن.»
" ذهن دیگر همچون خزانه‌ای تصورنمی‌شود که منتظر باشد اشیاء قیمتی در آن بگذارند؛ اکنون ذهن خلاق و آفریننده تصور می‌شود... دیگر آن تصور کهن که خواننده را مصرف‌کننده می‌دانست فرو نشسته است.»
چنان که می‌دانیم در واژگان نقد فیلم متن(
Text
) اصطلاحی متداول است. هدف از کار برد این واژه در نقد فیلم این است که نشان دهند میان شرایطی که تحت آن خواننده‌ی ادبیات به درک اثر ادبی می‌پردازد و شرایطی که تماشاگر فیلم را درک می‌کند تشابهی وجود دارد. در گذشته گمان می‌رفت که خواننده‌ی متن ادبی در نخستین گام با نشانه‌ها(کلمات) سروکار دارد و پس از آن به تجسم اشیاء رهنمون می‌شود؛ و در مقابل تماشاگر فیلم بی‌واسطه به درک اشیاء می‌پردازد ( به بیان دیگر، تماشاگر فیلم ادراک‌کننده‌ی مستقیم است). اما اینک با توجه به الگوی تعبییر‌گرایه‌ای که بر نظریه‌پردازی درباره‌ی تجربه‌ی سینمایی حاکم است گمان می‌رود که فرایند ادراک ادبیات و فیلم از بسیاری جهات شبیه به هم است. در هر دو مورد ادراک‌کنندگان با نشانه‌های روبرو می‌شوند که باید از طریق خوانش آن‌ها را رمزگشایی کنند(این نشانه‌ها در سینما عبارت‌اند از تصویر و صدا) در اینجاست که مفهوم متن مطرح می‌شود: متن چیزی است که از رهگذر تعامل میان سه نوع فعالیت ذهنی تماشاگر، یعنی تشخیص نشانه‌ها و رمزگشایی و ساختن معنا به وجود می‌آید.
تردیدی نیست که منتقدان ممکن است روابطی را در یک فیلم کشف کنند که فیلم‌ساز در فرایند خلق اثر آن‌ها را اصلا مدنظر نداشته است. بنابراین لازم نیست که مشخص کنیم آیا باید مقصود مؤلف را جایگاهی بدانیم که معنای فیلم از آن سرچشمه می‌گیرد و یا اینکه باید فعالیت منتقد در امر ساختن متن را منبع قضاوت نقادانه به شمار آوریم. خواص یک فیلم خواه خواص پدیداری و خواه خواص وجودی، به هر طریقی که به درون آن راه یافته باشند، در هر حال در فیلم تنیده شده‌اند و باید کشف شوند؛ و البته آن‌ها را تماشاگرانی کشف می‌کنند که کارآموز و خلاق باشند و بتوانند با توسل به شهود... فرایند کشف خواص فیلم را با موفقیت طی کنند. اما این ادعا که تماشاگر خواص فیلم را نمی‌آفریند، بلکه کشف می‌کند، به هیچ‌وجه به این معنا نیست که هر فیلمی تنها یک تعبیر دارد و یا اینکه قضاوت درباره‌ی تعابیر فیلم مصون از اشتباه است. هر فیلمی ممکن است تعابیری بسیاری را بر بتابد و منتقدان خلاق نیز ممکن است درباره‌ی ماهیت خواص این یا آن فیلم اختلاف نظر داشته باشند. اینکه بر اساس الگوی واقع‌گرایانه، قضاوت درباره‌ی معنا و بازنمایی‌ای یک فیلم همواره در معرض خطا قرار دارد، از نقاط قوت این الگو به شمار می‌آید. آیا ما نباید از الگوی ثمر‌بخش که تعابیر منتقدان را خطا‌پذیر می‌داند استقبال کنیم؟

نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

معرفی کتاب 

موضوع: جمعه هفتم اردیبهشت 1386 8:40 قبل از ظهر

سینمای دینی (پس از انقلاب اسلامی)

نوشته علی اصغر کشانی . انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی .چاب اول بهار۱۳۸۳

نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

اهمیت هنر از نظر رهبری 

موضوع: پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 9:39 قبل از ظهر

ابزارهاى هنرى،بى‏شك،رساترين،بليغ‏ترين و كارى‏ترين ابزار ابلاغ و تبليغ پيام است.

...هنر يك شيوه‏ى بيان است،يك شيوه‏ى ادا كردن است.منتها اين شيوه‏ى بيان از هر تبيين ديگر رساتر،دقيق‏تر، نافذتر و ماندگارتر است.دقت در هر يك از اين چند تعبيرى كه عرض كردم:رساتر بودن،دقيق‏تر بودن ، نافذتر و ماندگارتر بودن،در فهم معناى هنر كمك كند.اى بسا كه يك گزارش غير هنرى،گر چه علمى و تحقيقى و دقيق،خاصيت ارائه‏ى هنرى را نداشته باشد.

بارها گفته‏ام كه هر پيامى،هر دعوتى،هر انقلابى،هر تمدنى و هر فرهنگى تا در قالب هنر ريخته نشود،شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقى هم بين پيام‏هاى حق و باطل نيست.

شك نبايد كرد كه انقلاب،به هنر نيازمند است،و هنر انقلاب از آنجا كه بايد حامل مفاهيمى نو و قهرا ناآشنا باشد،و از آنجا كه بايد با همه‏ى معارضه‏ها و خصومتهايى كه هيچ انقلابى از آن مصون نيست،درگير شود و از آنجا كه بايد معارف نوين را در ذهن‏ها راسخ و ماندگار سازد، ناگزير بايد هنرى ممتاز و فاخر و پيشرو باشد.

 

نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

ارتباط دین وهنر 

موضوع: پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 9:34 قبل از ظهر

 

آميخته‌ كردن‌ دين‌ و معنويت‌ باهنر فوايد بسياري‌ به‌ دنبال‌ داشت‌ از جمله‌ آنها مي‌توان‌ به‌ ارتباط‌ تمدن‌ها و اديان‌ مختلف‌ اشاره‌ نمود. دين‌هاي‌ مختلف‌ براي‌ نماياندن‌ جلال‌ و جمال‌ و شكوه‌ خداوند، در مساجد، پيوسته‌ در تلاش‌ بوده‌اند كه‌ از هنرهاي‌ مختلف‌ در مسجد بهره‌ بگيرند. بدين‌ جهت‌ فراتر از حد و مرز جغرافيايي‌ و يا حتي‌ رنگ‌ و زبان‌ و نژاد بر آن‌ بوده‌اند كه‌ با فرهنگهاي‌ مختلف‌ ارتباط‌ و تعاملي‌ داشته‌ باشند و از هنر اديان‌ مختلف‌ براي‌ تزيين‌ مساجد خود استفاده‌ نمايند. از جمله‌ مي‌شود به‌ هنر معماري‌ به‌ شيوه‌ي‌ «مستعربي‌» و «مدجني‌» اشاره‌ نمود كه‌ آميزه‌اي‌ است‌ از هنر اسلامي‌ و مسيحي‌. و همچنين‌ از نفوذ و گستره‌ي‌ معماري‌ اسلامي‌ در هندوستان‌ و ديگر كشورها ياد نمود. از سوي‌ ديگر اين‌ مساجد، در طول‌ تاريخ‌ زبان‌ ارتباط‌ جوامع‌ انساني‌ بوده‌اند

نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

 

موضوع: پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 9:27 قبل از ظهر

حضرت نبى اكرم(ص)انسان كاملى است جامع جمال و جلال الهى و صاحب مقام‏ولايت كه مى‏توان او را به تعبيرى هنرمندى خواند كه هنرمندى‏اش نسبت‏بى‏واسطه با ذات‏احديت و نيوشايى اسرارى دارد كه قدسيان با او در ميان گذاشته و از پرتو آن نور علم وحكمت و هنر بر دلهاى مؤمنين تابيده است

نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

 

موضوع: پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 9:18 قبل از ظهر

هراثر هنری باید دارای تشخص وفردیتی باشد که نشان دهنده حضور تاثیرگزار هنرمندی مقتدر مستقل ومتکی به خویش باشد.

نوشته شده توسط حبیب امان | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
این وبلاگ به مباحثی درمورد سینمای دینی ومعناگرا می پردازد
هنر درمدرسه عشق, نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتمائی,اقتصادی,سیاسی ونظامی است.(امام خمینی)
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati